الشيخ فاضل اللنكراني

64

اخلاق فاضل (فارسى)

استراحت كند و به چنين قدرتى توجه نداشته باشد ؟ ! كسى كه خود را چنين توصيف مىكند : ( إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون ) . اگر بشر اهل منطق و مقايسه باشد بايد از عذاب خداوند خوف بيشترى داشته باشد ؛ چراكه قدرت او با قدرت حكومتهاى ديگر قابل مقايسه نيست « 1 » و به تبع خوف از خداوند متعال هم با خوف از حكومتها و سلطنت‌هاى دنيوى قابل مقايسه نيست . مقصود از ( خافَ مَقامى ) در اين آيهء شريفه - با توجه به اين روايت - آن است كه انسان هميشه در مقام خوف و خشيت باشد و بداند همان گونه كه اعطاى نعمتها به دست خداوند است ، سلب آنها نيز به دست او است و نبايد خود را از مكر و مؤاخذهء الهى ايمن ببيند . « 2 » يكى از دعاهاى بسيار خوب در اين رابطه اين دعا است : « اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّى صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِى أَبَدا » ؛ « 3 » خداوندا ! يك لحظه مرا به خودم وامگذار و چيزهاى خوبى كه به من بخشيده‌اى از من باز مگير . وقتى انسان در برابر چنين قدرتى قرار داردكه همه مسايل در بخشش نعمت وباز پس گيرى آن در اختيار او است ، نبايد با خيال راحت به استراحت بپردازد ، بلكه بايد هميشه در حالت توجه به خداوند متعال باشد . « 4 »

--> ( 1 ) . اللّهمّ عظم سلطانك و علا مكانك و خفى مكرك و ظهر امرك وغلب قهرك وجرت قدرتك ولا يمكن الفرار من حكومتك . ( فرازى از دعاى كميل اميرالمومنين ( ع ) ) خدايا ! سلطنت و پادشاهىات بس بزرگ ، و مقامت بسى بلند است ، مكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و فرمانت آشكار است ، قهرت غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست . ( 2 ) . عن اميرالمؤمنين ( ع ) : من أهان سلطان اللَّه أهانه اللَّه و من أكرم سلطان اللَّه أكرمه اللَّه . ( تصنيف غررالحكم و درر الكلم ، ص 82 ) هر كس قدرت خداوند را خواركند ، خداوند او را خوار مىكند و هركس قدرتش را گرامى بدارد خداوند او را گرامى مىدارد . ( 3 ) . بحارالأنوار ، 16 ، باب ، 9 ، ص 217 ؛ نهج الفصاحه ، ص 259 . ( 4 ) . قال الصادق ( ع ) : لا يتمكن الشيطان بالوسوسهء من العبد الّا وقد أعرض عن ذكر اللَّه و استهان بأمره و سكن إلى نهيه و نسى اطلاعه على سره و الوسوسهء ما تكون من خارج القلب بإشارهء معرفهء العقل ومجاورهء الطبع ، وأما إذا تمكن فى القلب فذلك غى وضلالهء وكفر ، واللَّه عزوجل دعا عباده بلطف دعوته وعرفهم عداوهء ابليس ، فقال عزمن قائل : ( إن الشيطان لكم عدو مبين ) ، و قال تعالى : ( إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ) . ( مصباح الشريعه ، ص 166 ) شيطان در راه وسوسه كردن برقرار و پابرجا نمىشود مگر آن كه انسان از ذكر پروردگار متعال اعراض كرده ، فرمان‌ها و دستورهاى الهى را خوار شمرد و بر نواهى و مناهى او تكيه زده ، از علم و آگاهى و احاطهء خداوند متعال غفلت بورزد و وسوسه در زمينه معرفت عقل و تمايل به عالم طبيعت از خارج قلب وارد قلب مىشود و چون جنبهء طبيعت و شهوات مادى بر جنبهء عقل غالب شود و توجه و معرفت عقل رخت بربندد ، وسوسه چنان محكم و برقرار مىگردد كه به مرحلهء كفر و ضلالت منتهى مىشود و خداوند متعال به لطف و مهربانى بندگان خود را به سوى خود دعوت فرموده و دشمنى و عداوت شيطان را به آنان معرفى كرده است ، مىفرمايد : شيطان دشمن محكم و آشكار شما است و باز مىفرمايد : شيطان دشمن شما است پس او را دشمن خود قرار دهيد . - قَالَ الصَّادِقُ ( ع ) : مَنْ رَعَى قَلْبَهُ عَنِ الْغَفْلَهءِ وَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَهءِ وَ عَقْلَهُ عَنِ الْجَهْلِ فَقَدْ دَخَلَ فِى دِيوَانِ الْمُتَنَبِّهِينَ ثُمَّ مَنْ رَعَى عَمَلَهُ عَنِ الْهَوَى وَ دِينَهُ عَنِ الْبِدْعَهءِ وَ مَالَهُ عَنِ الْحَرَامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَهءِ الصَّالِحِين . ( بحارالأنوار ، ج 67 ، باب 45 ، ص 62 ) كسى كه دل خود را از فراموشى و غفلت از ياد حق باز دارد و نفسش را از شهوت و خواسته‌هاى بى جا و عقل و فكرش را از بلاى جهل و نادانى باز دارد [ و مراقبت و مراعات اين كارها را بكند ] چنين شخصى از گروه بيداران و آگاهان است و كسى كه مراقب باشد هواى نفس در اعمالش و كردارش دخالت نكند [ و عملش خالص براى خداوند باشد ] و در دين از بدعت و خود رأيى اجتناب ورزد و اموال خود را از حرام نگه دارد چنين شخصى از صلحا و شايستگان است .